على آقا نورى
93
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
واژهء « تشيّع » از اين ريشه و از مصدر باب تفعّل است . از نظر واژهشناسى ، به معناى يارى كردن و پيروى نمودن يك جماعت از شخص خاص است . در واقع محور واژهء « شيعه » و « تشيّع » ، نزديك به معناهايى مانند پيروى ، ياورى ، همرأيى ، دوستى و اجتماع بر امرى خاص است . بنابر اذعان بيشتر واژهشناسان و فرقهنگاران ، « شيعه » در اصطلاح و كاربرد تاريخى ، عنوانى غالب و جاافتاده براى دوستداران و پيروان امام على عليه السّلام و اهل بيت وى بوده است . البتّه شيخ مفيد با استناد به آيهء فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ . . . « 1 » . بر اين باور است كه تقابل « شيعه » و « عدو » قيد پيروى خالصانه را در مفهوم شيعه گنجانده است . « 2 » در مقابل ، ابن قيّم جوزيه ، از عالمان ضد شيعى ، بر آن است كه بگويد : در كاربردهاى قرآنى ، از اين واژه و مترادفهاى آن غالبا معانى ناپسند اراده شده است ؛ چرا كه در اين واژه ، مفهوم « شياع » و « اشاعه » ، كه ضد ائتلاف و اجتماع است ، نهفته و بدين منظور ، كاربرد آن ويژهء فرقههاى گمراه و اختلافافكن مىباشد . « 3 » اين واژه اگرچه در احاديث و محاورات صدر اسلام در معناى مطلق پيروان و طرفداران شخص خاص به كار مىرفت و مصطلح بود ؛ مانند شيعه على ، شيعه
--> - قبيل و به معناى « فرقا » مىباشد . ابو عبيده دربارهء آيه « شِيَعِ الْأَوَّلِينَ » ( حجر : 10 ) گفته است : « شيع » به معناى امّتهاى پيشين و مفرد آن ، شيعه است . دوستان نيز شيّع هستند . وى دربارهء آيه « وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً » ( قصص : 4 ) گفته : شيع يعنى فرقهها . شيعهء على را از آنرو به اين نام خواندهاند كه آنان فرقهاى بودند كه از او پيروى و آن حضرت را كمك كردند . نيز گفتهاند : به ياران على ، شيعه و به ياران معاويه ، احزاب مىگفتند . بنابراين ، واژهء « شيعه » به دو صورت معرفه و نكره به كار مىرود . مىگويند : « هؤلاء الشيعة » هرگاه با الف و لام بود ، مراد ، شيعهء على و گروه معروف به تشيّعاند . و اگر شخصى خاص از مردم منظور باشد ، بدون الف و لام مىگويند : هؤلاء شيعة فلان كه با اضافهء معرفه مىگردد . » ( الزينة ، ص 260 - 261 . ) ( 1 ) . قصص ( 28 ) : آيه 15 . ( 2 ) . مفيد ، اوائل المقالات ، ص 1 . ( 3 ) . قفارى ، اصول مذهب الشيعة ، ج 1 ، ص 34 .